العلامة المجلسي

204

حياة القلوب ( فارسي )

مىدهم تو را به « لات » و « عزّى » كه مرا جواب بگوئى ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون نام لات وعزّى را شنيد در غضب شد وگفت : به ايشان سؤال مكن واللّه كه هيچ چيز را مانند ايشان دشمن نمىدارم ، اينها دو بت‌اند از سنگ كه قوم من از سفاهت خود آنها را مىپرستند . پس بحيرا گفت كه : اين يك علامت . پس گفت : بخدا سوگند مىدهم تو را كه خبر دهى . فرمود : بپرس از هرچه خواهى زيرا كه مرا قسم دادى به پروردگارى كه خداى من وتوست ومانند ندارد . بحيرا گفت : سؤال مىكنم از خواب وبيدارى تو ؛ وسؤال نمود از أكثر أحوال آن حضرت وجواب شنيد وهمه را موافق يافت با آنچه در كتابها خوانده بود ؛ پس بحيرا بر پاهاى آن حضرت افتاد ومىبوسيد ومىگفت : اى فرزند ! چه نيكو است بوى تو اى آنكه از همهء پيغمبران اتباع تو بيشتر است واى آنكه نورهاى دنيا همه از نور توست واى آنكه به نام تو همهء مسجدها آبادان خواهد گرديد ، گويا مىبينم كه لشكرها خواهى كشيد واسبان عربى سوار خواهى شد وعرب وعجم تابع تو خواهند شد خواهى نخواهى وگويا مىبينم كه لات وعزّى را خواهى شكستن وخانهء كعبه را مالك خواهى شدن وكليدش را به هركه خواهى تسليم خواهى نمود ، وچه بسيار شجاعان از قريش وعرب را بر خاك هلاك خواهى افكند ، با توست كليدهاى بهشت ودوزخ وبا توست سودمندى بزرگ وتوئى كه بتها را هلاك خواهى كرد وتوئى كه قيامت قائم نخواهد شد تا تمام پادشاهان به مذلت وخوارى در دين تو درآيند . پس مكرر دستها وپاهاى مبارك آن حضرت را مىبوسيد ومىگفت : اگر زمان تو را دريابم در پيش روى تو شمشير بزنم وبا دشمنان تو جهاد بكنم ، توئى بهترين فرزندان آدم وپيشواى پرهيزكاران وخاتم پيغمبران ، سوگند مىخورم بخدا كه زمين خندان شد در روز ولادت با سعادت تو وخندان خواهد بود تا روز قيامت به شادى وجود تو ، وباز سوگند ياد مىكنم بخدا كه كليساها وبتها وشياطين گريان شدند از ظهور تو وگريان خواهند بود تا